جمال رضايى

226

بيرجندنامه ( فارسى )

به سبب ثروت و قدرت و نفوذى كه داشتند از طبقات برخوردار و مرفّه جامعه و در حقيقت در شمار « اعيان » به حساب مىآمدند . بازرگانان و ملّاكان دو بازوى نيرومند اقتصاد شهر بودند ، به همين جهت امرا و دستگاه حكومتى هميشه رعايت آنها را مىكردند و در صورت لزوم از نيرو و ثروت و نفوذ آنان بهره مىگرفتند . بازرگانان يك رئيس داشتند كه به او « ملك التجّار » مىگفتند . ملك التجّار از سوى « امير » برگزيده و منصوب مىشد و همهء بازاريان بايد از او اطاعت مىكردند . ملك التجّار بيرجند در دورهء سخن ما مرحوم « حاج محمّد حسين غيناب » بود ، كه به همين مناسبت نام خانوادگى « ملك » را انتخاب كرده بود و فرزندانش نيز همه همين نام خانوادگى را داشتند . بازرگانى در بيرجند در دهه‌هاى پايان قرن سيزدهم و آغاز سدهء چهاردهم خورشيدى بسيار پررونق بود و كالايى كه از هندوستان به ايران مىآمد از طريق « ميرجاوه » ، « زاهدان » ، « بيرجند » به مشهد وارد مىشد و از اين شهر در كشور توزيع مىگشت . « 1 » اهميّت بازرگانى در بيرجند تا اندازه‌اى بود كه دولتهاى روسيّه و انگليس در اين شهر « كنسولگرى » و « بانك » تأسيس كرده بودند و عدّه‌اى از بازرگانان هندى ( سيك - هندى ) در اين شهر اقامت گزيده و به تجارت مشغول بودند ، همچنين از برخى شهرهاى ايران مانند ، مشهد ، يزد ، اصفهان ، شاهرود ، كرمان و . . . بازرگانانى در بيرجند فعاليّت مىكردند ولى پس از كشيده شدن راه‌آهن سراسرى ايران ، بيرجند موقعيّت تجارتى خود را از دست داد و نه تنها بازرگانان غيربومى بيرجند را ترك كردند بلكه برخى از تجّار و كسبهء خود بيرجند هم از اين شهر مهاجرت كرده و به شهرهاى ديگر از جمله زاهدان ، مشهد و تهران و . . . كوچيدند . بازرگانان معتبر و معروف بيرجند در آغاز سدهء چهارم خورشيدى عبارت بودند از : * - اخوان . حاجى ملّا محمّد . * - اسدزاده . حاجى محمّد حسين . * - برادران . سيّد على ( و برادران ) . * - بهدانى . حاجى ملّا محمّد على . * - بيرجندى . آقا على اكبر . * - جعفرزاده . حاجى محمّد حسين . * - حسين‌آبادى . حاجى غلامرضا . * - خرّازى . ميرزا محمّد حسين . * - سادسى . ميرزا اسد اللّه .

--> ( 1 ) . مراجعه كنيد به مقالهء دكتر گنجى در « ايرانيكا » Iranica